الفيض الكاشاني
188
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
خوبى و خدا را سپاسگو و شكر گزارم . پيامبر ( ص ) فرمود : « همين را از تو مىخواستم . » « 32 » پيشينيان ما حال همديگر را مىپرسيدند و قصد آنها اين بود كه شكر خدا را اظهار كنند تا در شكر گوينده و پرسش كننده هر دو اداى طاعت كرده باشند و مقصود آنها ريا در اظهار شوق نبود ، چه هر بندهاى كه از حالش پرسش شود يا شكر مىگويد يا شكايت مىكند و يا خاموش مىماند . اظهار شكر طاعت ، و شكايت گناه و صدور آن از دينداران بسيار زشت است و چگونه ممكن است زشت نباشد و حال آن كه او از ملك الملوكى كه بر همه چيز قادر است نزد بندهاى كه بر هيچ چيز قادر نيست شكايت مىكند . بلكه سزاوار بنده اين است كه اگر نمىتواند بر بلا و قضاى الهى صبر كند و ضعف او را به شكايت كشانيده است نزد خدا شكايت كند چه اوست كه بلا را نازل مىكند و قادر بر دفع آن است ؛ و ذلّت بنده در پيشگاه مولايش عزّت ، و شكايت مولا را نزد ديگرى بردن ذلّت است ؛ و اظهار ذلّت نزد بندگان كه همگى خوار و ذليلند بسيار زشت مىباشد . خداوند متعال فرموده است : إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ ؛ « 33 » و نيز فرموده است : إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ . « 34 » بنابر اين شكر زبانى نيز از اقسام شكر است . مىگويم : كافى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرموده است : « شكر هر نعمتى هر چند بزرگ باشد اين است كه الحمد للّه بگويى . » « 35 » نيز از آن حضرت روايت است كه : از مسجد بيرون آمد و مركبش گم شده بود فرمود : « اگر خداوند آن را به من بازگرداند وى را چنان كه سزاوار اوست شكر خواهم گفت . » راوى مىگويد : ديرى نگذشت كه آن را آوردند . در اين موقع فرمود : « الحمد للّه . » ، گويندهاى عرض كرد : فدايت شوم مگر نگفتى خداوند را چنان كه سزاوار اوست شكر
--> ( 32 ) الموطّاء مالك نظير آن ، 2 / 239 و سؤال كننده عمر است نه پيامبر ( ص ) . ( 33 ) عنكبوت / 17 : . . . كسانى را كه غير از خدا پرستش مىكنيد مالك روزى شما نيستند ، روزى را نزد خدا بطلبيد و او را پرستش كنيد و شكر او را به جا آوريد . ( 34 ) اعراف / 194 : آنهايى را كه غير از خدا مىخوانيد ( و پرستش مىكنيد ) بندگان همچون شما هستند . ( 35 ) همان ، مأخذ 2 / 95 ، شمارهء 11 .